«به نام خالق حکمت و دانايي ها»
بنده اِرادت خاص و زيادي نسبت به اين حکيم و عالم دارم که ميخواهم معرفي کنم که همين مهم مسبب راه اندازي اين وبلاگ شده، اولين بزرگي که بنده قصد معرفي ايشان را دارم حکيم بزرگوار وبسيار عالم "لقمان حکيم" معروف و دانا هستند، که حکمت ايشان شُهره عام و خاص است.
گوشه هايي از زندگي نامه حکيم و عالم بزرگوار؛
"بيو گرافي کوتاهي از لقمان حکيم"
در دوران کودکي حضرت داود عليه السلام، در خانواده اي که نسب آن به حضرت ابراهيم عليه السلام منتهي مي شد، کودکي سيهچرده چشم به جهان گشود. سپس بر اثر داشتن ملکات فاضله، هوش سرشار، عقل، تدبير فوق العاده ، تجربه و پختگي، بيان شيرين و منطق محکم، به نام لقمان حکيم معروف گرديد.
خصوصيات زندگي او درست ضبط نگرديده ولي سخنان حکيمانه وي زينت بخش صفحات کتاب هاي اخلاقي، تفاسير و تاريخ است. قراّن کريم نيز حکمتهاي او را بيان نموده و سورهاي در قراّن بّه نام اوست.
برخي از روايات حاکي است که لقمان با آن همه کمالات به مقام پيامبري نرسيده بود. از پيامبر عظيم الشأن اسلام صلي الله عليه و آله نقل شده که فرمود: لقمان پيامبر نبود؛ بندهاي بود فکور و خوشعقيده. او خدا را دوست داشت و خدا نيز او را دوست ميداشت و بر او منت نهاد و حکمت به او آموخت.
حماد بن عيسي نقل ميکند که امام صادق عليه السلام چنين فرمود: لقمان در سايه حسب و نسب، ثروت و مال، نيرومندي و زيبايي به آن مقام نرسيد؛ بلکه او مردي بود که در اطاعت خداوند استقامت داشت، گرد حرام نميگشت، آرام و باوقار و تيزبين بود، در هر موضوعي عميقانه فکر مي کرد، از هر حادثهاي درس عبرت ميگرفت، کمتر مزاح و خنده ميکرد، از اقبال دنيا زياد خوشحال نميشد و از پشت کردن آن اندوهناک نميگشت، فرزندان زيادي داشت و در مرگ آنها زمام بردباري را از دست نداد.
يکي از صفات زيباي او اين بود که هر گاه دو نفر با يکديگر اختلاف پيدا ميکردند، تا ميان آنها صلح و صفا برقرار نميساخت از پاي نمينشست. مجالس دانشمندان و بزرگان را مغتنم ميشمرد، براي دادرسان و داوران و زمامداران تأسف ميخورد که چگونه فريب مقام چندروزه دنيا را ميخورند.